مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

786

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

اما در مقدمات وجود ، مكلف وظيفه دارد به قصد توصل به ذى المقدمه ، آنها را تحصيل نمايد . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 254 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 117 . شهابى ، محمود ، تقريرات اصول ، جزء 2 ، ص 66 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 257 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 25 . محقق داماد ، مصطفى ، مباحثى از اصول فقه ، ج 2 ، ص 119 . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 132 . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 264 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 339 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 271 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 271 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 175 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 4 ، ص ( 544 - 542 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 182 . مقدمه وجودى شرعى مقدمه دخيل در تحقق خارجى ذى المقدمه به لحاظ شرع مقدمه وجودى شرعى ، مقابل مقدمه وجودى عقلى بوده و به مقدمه‌اى گفته مىشود كه براساس لحاظ و اعتبار شارع ، وجود ذى المقدمه در خارج ، به وجود آن منوط گرديده است ، مانند : وضو نسبت به نماز ، كه امتثال نماز ، بر وجود وضو متوقف است و اگر وضو نباشد ، نزد شارع نماز صحيح موجود نمىگردد . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 227 . مقدمه وجودى عقلى مقدمه دخيل در تحقق خارجى ذى المقدمه به لحاظ عقل مقدمه وجودى عقلى ، مقابل مقدمه وجودى شرعى بوده و به مقدمه‌اى گفته مىشود كه به حسب لحاظ و اعتبار عقل ، وجود ذى المقدمه در خارج ، به وجود آن منوط گرديده است ؛ به بيان ديگر ، امتثال امر شرعى نسبت به ذى المقدمه بر وجود آن مقدمه متوقف است ، بدون آنكه شارع آن را قيد ذى المقدمه قرار داده باشد ، مانند : پيمودن مسافت نسبت به حج واجب براى شخصى كه دور از مكه است . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 227 . مختارى مازندرانى ، محمد حسين ، فرهنگ اصطلاحات اصولى ، ص 243 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 208 . مقصد اصول فقه ر . ك : فايده اصول فقه مقلد ر . ك : مرجع تقليد مقلّد شخص تقليدكننده از مجتهد در احكام شرعى مقلّد ( به كسر ) ، در اصطلاح اصول فقه كسى است كه در عمل به فروعات دين ، به رأى و فتواى مجتهد در فقه ، استناد مىنمايد . چنين شخصى نه خود مجتهد است تا قدرت استنباط احكام شرعى را داشته باشد و نه قريب به اجتهاد است كه بتواند احتياط نمايد . وى طبق ارتكاز عقلايى خود كه جاهل بايد به عالم رجوع نمايد ، در عمل به فروعات دينى ، به مجتهدى كه نسبت به فروعات دينى عالم است ، رجوع نموده و فتواى او را بدون درخواست دليل از او قبول مىكند و نسبت به احكامى كه مرجع تقليد او استنباط نموده مسئول نيست . اصولىها معتقدند مكلفين غير از معصوم عليه السّلام ، يا مجتهد هستند و يا مقلّد ، ولى اخبارىها معتقدند همه مكلفين ، مقلّد ائمه معصومين عليهم السّلام بوده و به‌طور كلى مجتهد وجود ندارد . خويى ، ابو القاسم ، التنقيح فى شرح العروة الوثقى ، ص ( 17 - 12 ) . بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 177 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 345 . صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ج 2 ، ص 242 . اسنوى ، عبد الرحيم بن حسن ، زوائد الاصول ، ص 444 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 239 . ابو زهره ، محمد ، اصول الفقه ، ص 374 . مقوّمات استصحاب ر . ك : اركان استصحاب مقوّمات استعمال شروط تحقق استعمال مقوّمات استعمال ، به آن دسته از شروط اساسى گفته مىشود كه قوام استعمال به آنها بستگى دارد و بدون آنها ، استعمال محقق نمىشود . اين شروط عبارت است از : 1 . لزوم صلاحيت داشتن لفظ براى دلالت بر معنا . اين صلاحيت ، يا ناشى از وضع واضع است همانند استعمال حقيقى يا ناشى از پذيرش طبع سليم همانند استعمال مجازى الفاظ ، بر اساس ديدگاه برخى از اصولىها و يا ناشى از مناسبت ذاتى ميان لفظ و معنا همانند دلالت شخص لفظ بر نوعش ؛ 2 . لزوم وجود تغاير ميان مستعمل و مستعمل فيه ، زيرا لفظ ، دال و معنا ، مدلول است و اتحاد دال و مدلول محال مىباشد ؛ 3 . لزوم لحاظ لفظ و معنا ، به‌گونه‌اى كه در جانب معنا ، لحاظ استقلالى و در جانب لفظ ، لحاظ آلى باشد ؛